-
کلیپ عکاسی-عکاس-حسام الدین شفیعیان
دوشنبه 17 آبان 1400 13:28
-
طبیعت-میکس فیلم و عکس-عکاس و فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
دوشنبه 17 آبان 1400 13:25
-
طبیعت-پارک،فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
دوشنبه 17 آبان 1400 13:24
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان-با میکس آهنگ سینا شعبانخانی
دوشنبه 17 آبان 1400 13:22
-
آهنگ سریال خانه به دوش-با صدای مجید اخشابی-ساخت کلیپ-حسام الدین شفیعیان
دوشنبه 17 آبان 1400 13:21
-
ساخت کلیپ-حسام الدین شفیعیان با میکس آهنگ راز از زنده یاد ناصر عبدلهی
دوشنبه 17 آبان 1400 13:19
-
ساخت کلیپ-حسام الدین شفیعیان،با میکس آهنگ رضا یزدانی مرگ تدریجی یک رویا
دوشنبه 17 آبان 1400 13:16
-
دانلود ویدیو ساخت کلیپ-حسام الدین شفیعیان/ آهنگ مهدی احمدوند نرو/
دوشنبه 17 آبان 1400 13:12
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان میکس آهنگ آرون افشار تا میرسی
دوشنبه 17 آبان 1400 13:08
-
قند شعر
دوشنبه 17 آبان 1400 13:03
من میل بافتنیه قلم قلب تو ام جایی در سنگ نوشته ی درد تو ام میان شب بو گاهی میان رود فکر تو ام باور دلتنگی تو نه اصلا بند بند موی تو ام چای شیرین تو ام شمع بالین تو ام ساعت خواب تو ام تشنه ی دیدار تو ام ماه تب دار تو ام غنچه ی گلزار تو ام فصل رویش گلهای تو ام آخر شاه بیت غزلهای تو ام حسام الدین شفیعیان
-
/رود و دریا/
دوشنبه 17 آبان 1400 12:59
/رود و دریا/ در مسیر رود بود سنگلاخ ها رود زصخره زدو شد سیلاب ها آرزویش به دریا رسیدن میرفت در مسیر دریا چه بود سنگلاخ ها رود گلالود شد از سنگ خاک گرفته مدتی ماندو بو گرفت زسنگلاخ ها سد او شدن تا به دریا نرسد سد او که اندیشه دریا شدن ها خروش او باران میگرفت زسنگ شکستو شد همره دریاها شاعر-حسام الدین شفیعیان
-
/دار قالی چو شعرم ببافان از نو/
دوشنبه 17 آبان 1400 12:57
/دار قالی چو شعرم ببافان از نو/ چه خالی گفتی با چه حالی گفتی از چه عالی گفتی یا که فانی گفتی با ستاره گفتی یا که آسمانی گفتی از بر بهر نگفتی چه عالی گفتی گلفشانی گفتی با نشانی گفتی بند بند مرا دار قالی گفتی دار کشیدی شعرم یا که من را زدی نقش چه عالی بافتی از چه رو این شده زندگیم نکند شعر مرا با نخی بر دلت کوک زدی طرح...
-
/شهر من/
دوشنبه 17 آبان 1400 12:54
/شهر من/ شهر من خواب زده در دل او ماه زده شهر من تاریکو اما نورانیست یک جمله از این بیت چراغانیست شهر من سوت کور نیست ولی جای او در دل مهتاب ولی شهر من فریاد خاموش دارد دو سه بیت شعر فراموش دارد شب من تارو غمین هست ولی صبحش چقدر غزل سرائیست ولی بازی دل دلو دلبر دارد یک نفر حال پریدن دارد نقطه ها هم سر بستن شعرم با هم...
-
/شهر کاغذی من/
دوشنبه 17 آبان 1400 12:53
/شهر کاغذی من/ شهر من جایی هست پشت دریای اقاقی های مجنون پشت لبخند نگاهی مدفون شهر من جایی در دل غمهای منست این بدین عمر که تنهایی من شهر منست شهر من کاغذی از دفتر داشت رودی از گفتنو از خفتن داشت شاعر-حسام الدین شفیعیان
-
من در گذر از تاریخ با ارسطو
دوشنبه 17 آبان 1400 12:50
من با ارسطو چای خوردم و از او پرسیدم حالش را و او که واژگون شده بود در فلسفه حال خویش ز خود من سقراط قصههای او بودم بدون او من چراغ سر در علامت سوال او بودم بدون خودی ز خودم من حکمت فکر او ز فکر دیگری بودم من تنها عامل یاد خود او ز بردن یاد خودش ز خود او بودم من غافل از صحبت او سنگ کتیبهای بودم در دوران باستان در...
-
/منم پاییز تویی رویش فصلی چون بهاران/
دوشنبه 17 آبان 1400 12:46
/منم پاییز تویی رویش فصلی چون بهاران/ مثال برگی چو پائیزم غم انگیزم چو دریایی چه شور انگیز منم موجو تویی صخره منم پاییز تویی سر سبزی دشتی دلنگیز منم خورشید تویی ماهم منم نامه بر دلها تویی نامه نویس عشقها چو عشقی دریایی چو بارانی تو انگیزش رویایی منم فصل خزان زندگی تویی چون گل گلستانی تویی چون گل به بارانی تویی نورو...
-
/قصه شب/
دوشنبه 17 آبان 1400 12:42
/قصه شب/ منو ماه و قصه شبو شب زده باز تنهائیم دیوار شهر بلند ما چقد کوتاهیم شبو خط شکستن به صبح باز ما را ببرد با خود بی من زخودی من خود خود شکن از خود بیخود زدرون قفسی باز تبر زفعلو زماضی بعید ساختن فردا با مثنوی زندگی از شب شکنی تا خود صبح قصه شب غزلی تا دل صبح ما در بارگه مسیر طوفان افتیم هم کشتیو هم ساربان ها...
-
مرد در واژه ها پنهان
دوشنبه 17 آبان 1400 12:37
قبل پرواز ها خون جگر خوردن ها حجم قفس درون تنهایی آدمک ها انگار زمین مسیر چراغانی خالی بود نبودن آدمک ها کنج دیوار ها آدمک ها در بر رویا میکشند قصه دراز خود اما راوی خواهد گفت قصه های مرد درون آدمک ها هر چند جوری که جهان دگر اما اگر نیارد برای قصه ای نحوه ای که میکند قصه را روایت برای فردا ها هر چند حجم دیدن بسیار...
-
زندگی
دوشنبه 17 آبان 1400 12:29
من با قافیه ها هم وزنم یک مصرع پر حرفم من قافیه ی سرگردان بی حرفم یک سبد شعر پر دردم جایی در اخر بیت ها یا یک مثنوی پر از خار برگم اخر خواب ها یا اول سپیده ی صد برگم نشسته بر تاج رنگین کمان یا شیرازه ی ریشه ای پر دردم کنج گنج تو یا روی طاقچه بی برگم درخت تنومند کاغذ شده ی این برگم سفرنامه ی تو شاید این قصه ی صد برگم...
-
روایت های فردا
دوشنبه 17 آبان 1400 12:26
چیزی نمانده است که برایت مرحم بشویم شاید این شعر برای پرنده ماتم بشویم تنها انسانی که درخت تنیده در خود شکسته از تاریخ شاید این قصه را سروده ای بخواند برای جهان غمگین قصه خود گویا بود اما خواب شاید کسی کند این قصه را روایت برای فردا... حسام الدین شفیعیان
-
/مترسک قصه/
دوشنبه 17 آبان 1400 12:22
/مترسک قصه/ مترسک تنهایی ها چرا غمزده ای در میان شب روز چرا تب زده ای چرا قصه ی اینجا تبی مفرد داشت با فعلو مضارع غمی مبهم داشت روی شاخه های فردا برگی از پائیز بود قصه از اول خط برگ ریزان تب جالیز داشت آدم برفی هم مثل این شعر غم فردا داشت کوچه ی شب زده در تاریکی قصه ی مردنو مرگو تب پائیز داشت حسام الدین شفیعیان
-
زندگی در زمین
دوشنبه 17 آبان 1400 12:19
اول از درد آخر از درد نیست دفتری که نگارد رنج از درد تنهایی گوشه ای کنج خود آنچه رفت شکند دیوار را در خود شاید جایی انسانها به هم رسند مثال کوه به کوه در این شیب رفتن از درد دنیای مقام پرستی دنیای شرارت پیشه زمین پر از حجم سکوت بالنی حجم تنگ درد از درون درد حجم عصب بر روی تمام درد میشکند چوبک ها درد را خود قصه درون...
-
/مردگان زندگان یا زندگان مردگان/
دوشنبه 17 آبان 1400 12:11
/مردگان زندگان یا زندگان مردگان/ خفته ان این مردگان زندگان مردگان ز غم این زندگان گاهی اشکو گاهی ماتم برای زندگان زندگانند مردگان یا مردگانند زندگان شایدم از بهر دنیا برده اند سنگی زبهر زندگان پروازی تا بسوی آسمان از برای رفتن از این زمین مردگان حسام الدین شفیعیان
-
/فصل رفتن ها/
دوشنبه 17 آبان 1400 12:08
/فصل رفتن ها/ اسطوره ی تاریخ کهن شوالیه ی درد های زمین قصه ی ماقبل از عدم بر ختم جایی در قصیده ی تبلور پنهان از زندگی پازلی از چند اپیزودیه غمبار از فصل زمستان تا پائیز تک نواز سمفونی مرگ قطعه ای از متینگ تنهایی بار شکستن ماضی های بعید هر چه قبل بود حال بعید تکرار فاعلاتن فاعلاتن های فالش مغز تمامیه مداد هایت برایت غم...
-
/مرد زمستانی/
دوشنبه 17 آبان 1400 11:59
/مرد زمستانی/ من مرد زمستانیم آدم برفی آب شده ی خالیم جایم بگرفته در زمین نابرجا من آخرین سلسله ی باز بمانده از عشق عاشق چند نوای سرودن برای آدم برفی ها کوچ آنها برای نباریدن ها تا آخر قصه من ماندم لیک شد باز هوا سردو چه شور انگیز تنهایی دل را که داند جز شب شب های برفی نیامد از سر سرما زده خیال من را اینجا من قافله ای...
-
ایستگاه شعر
دوشنبه 17 آبان 1400 11:56
قله تنهایی زمین تنهایی آدمک های زمین قله فتح تنهایی زمین شعری در بر شاعرانه ای غمین بحران سقوط ماضی بعید سقوط کلمات روی خط پاراگراف زمین تلخ ترین قهوه شاعرانه ای که مینوشد بر شعر سکوت ممتد شبانه های غریب سالن اجتماعات تنهایی بلندگوی درون خورده از زنگ زدگی یک صدای آشنا درون گفت این شعر را ببرد در دل زمین زمین نقطه ی...
-
قطعه ای برای سرودن
دوشنبه 17 آبان 1400 11:54
/قطعه ای برای سرودن/ چند بلوک و چند چهارراه هیاهوی خاموش عکس کودکان در خاک صدای گریه صدای خنده صدای مات زنده ها برای تابوت ها عجیب سکوتی دارند مردگان انگار با خود تمام ارزوهایشان را به خواب برده اند حسام الدین شفیعیان
-
/سکوت نهنگ ها/
دوشنبه 17 آبان 1400 11:53
/سکوت نهنگ ها/ قدم هایتان را آهسته بردارید آدمها ساحل سکوتی عمیق دارد کمی برایشان ساز بزنید دیگر نهنگ هابیدار نمیشوند سکوت کنید آدمها نهنگ هاخوابیده اند حسام الدین شفیعیان
-
پری دریایی
دوشنبه 17 آبان 1400 11:52
قدم هایت را آهسته بردار پری دریایی به ساحل انسانها خوش آمدی دلت را دریایی نگه دار اینجا شهر است نه پشت دریا قایقی اگر داری جا بگذار عاشقانه برگرد به دریا شهر با تمام آهنی بودنش تو را خورد خواهد کرد شهر چراغ دارد آن هم قرمز حسام الدین شفیعیان
-
شاعر خواب های دلتنگی
دوشنبه 17 آبان 1400 11:50
شاعر خواب های دلتنگی رویاهای قصه ی دلتنگی تواریخ تاریخ بدون سال سالهای قصه ی دلتنگی پنجره ی رو به شهری آهن آهن های قصه ی دلتنگی کارناوال شهرنشینی بوق ممتد ترمز روی کلمات هجایای کشیده از درد دلتنگی ماضی بعید قصه دیروزها فعل حال قصه امروز دلتنگی خاطرات خیس باران زده سال شمسی قمری زدور شعر منظومه مثنوی دلتنگی تالاب غرق...